غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
534
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
واقعهء قاضى محمد كاشانى منظور نظر حضرت كشورستانى گشته بتفويض منصب صدارت سرافراز شد و چون چندگاه بلوازم آن امر پرداخت از امير نجم الدين مسعود ثانى نسبت به خود سوء مزاجى فهم كرده از آن امر استعفا جست و در وقتى كه ماهچهء بيرق ظفرپيكر از خراسان مراجعت فرموده پرتو وصول بر ولايات عراق انداخت رخصت طواف عتبات عاليات ائمه معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين يافته روى بجانب بغداد آورد و امير نظام - الدين عبد الباقى بمنصب صدارت شاهى مفتخر و مباهى شده بواسطهء وفور التفات امير نجم كوكب جاه و جلالش باوج سعادت و اقبال رسيد و در آن اوان كه امير نجم عازم ماوراء النهر گرديد آن جناب را بنيابت خويش تعيين نموده مقرر فرمود كه من حيث الاستقلال بسرانجام مهام سركار سلطنت قيام نمايد و درين ايام كه خبر شهادت امير نجم بتحقيق انجاميد و ماهچهء الويهء ظفر عطيه از اصفهان متوجه ساوه گرديد در رودخانهء ولايت مذكوره پادشاه صاحبتائيد بتجديد امير نظام الدين عبد الباقى را منظور نظر كيميا اثر گردانيد و وكالت نفس نفيس همايون را در عهده آن جناب كرده پايه قدر و منزلتش را بايوان كيوان رسانيد و ايضا سيد شريف را كه از بغداد بازآمده در ارودى همايون بود بار ديگر مشمول عواطف خسروانه ساخت و بتكفل امور سركار صدارت نصب فرمود و چون اعلام زرنگار پادشاه صاحب اقتدار سايهء وصول بر حدود ساوه انداخت فرمان واجب الاذعان شرف نفاذ يافت كه غازيان عاليشان جهة مصلحت يورش خراسان آذوق سه ماهه بردارند و با آنكه در آن سال در ساوه حبوبات در غايت قلت بود و بليهء قحط و غلا شيوع تمام داشت بيمن توجه خاطر عالى مآثر آنمقدار غله كه دلخواه سپاه انجم جاه بود بتحت تصرف ايشان در آمد و موكب پادشاه فرخنده پى مدت ده روز در ساوه توقف نموده از آنجا برى شتافت و از رى به راه كبود گنبد متوجه فيروزكوه گشته جهة اجتماع جنود كوه شكوه ييلاق آن ولايت ده روز ديگر محل اقامت لواى فيروزى اثر بود و از كثرت خيمه و خرگاه و شعشعهء قبهء سراپرده و بارگاه غيرت مرغزار فيروزهكار سپهر دوار مينمود و پادشاه جهانيان بعد از اجتماع عساكر نصرتنشان از آن منزل بسلطان ميدان خراميد و زينل بيك را با بعضى از امراء و فوجى از سپاه كشورگشا منغلا گردانيده ببسطام فرستاد و خود نيز متعاقب ايشان در حركت آمده در اثناء راه بنواحى دامغان جناب سلطانى سيف الانامى كه جهة تحصيل وجوه تقبل امير عبد الكريم و آقا محمد بمازندران رفته بود مقضى المرام بازآمده شرف بساطبوسى دريافت و بنابر آنكه در باب سرانجام وجه مذكور شرايط نيكو خدمتى بظهور رسانيده بود مجددا پرتو عنايت پادشاه مظفرلوا بر صفحات احوالش تافت و چون النك بسطام از فر نزول مواكب كواكب احتشام غيرتافزاى گلستان ارم گشت حكم همايون بعرض لشگر و مشاهدهء يراق بهادران رستم اثر نفاذ يافت و صباحى كه سپهداران قدر و قضا ديباى بيضاى آفتاب بر زبر جوشن مصقول خيول ثوابت و سيار پوشانيدند و از لوامع تيغ برق كردار و اشعهء اسنهء